حضانت فرزندان و حقوق آنها
طلاق از طرف مرد هیچ تأثیری روی مسئولیت والدین نسبت به بچهها ندارد. معمولاً حضانت کودکان تا ۷ سالگی با مادر است و بعد با پدر، اما همیشه مصلحت کودک اولویت دارد. دادگاه حق ملاقات منظم برای والدی که حضانت ندارد تعیین میکند تا رابطه کودک با هر دو والد حفظ شود.
برای روشن شدن موضوع یک مثال واقعی می زنیم؛
زوجین بعد از ۱۵ سال زندگی مشترک، که در آن زن بیشتر امور خانه و تربیت دو فرزند را بر عهده داشت و حتی گاهی بیرون کار کرده تا هزینهها را تأمین کند، با درخواست طلاق از طرف مرد روبرو شده بود. مرد عنوان می کرد دیگر علاقهای ندارد و میخواهد جدا شود. در دادگاه، نه تنها مهریه کامل زن که ۱۰۰ سکه بوده بررسی شد، بلکه اجرتالمثل کارهای خانهداری او هم محاسبه ، و شرط تنصیف دارایی که در عقدنامه توسط زوج امضا شده بود، مرد را مجبور به واگذاری نیمی از آپارتمان، ویلا و دارایی که در این سالها جمع کرده به زوجه شد. در نهایت، با پرداخت کامل حقوق مالی زوجه، حکم طلاق صادر شد. اما مرد متوجه شد که این تصمیم نه تنها هزینه مالی سنگینی داشته، بلکه فرزندانش هم از نظر عاطفی آسیب دیدهاند و رابطهاش با آنها پیچیدهتر شده. این مثال نشان میدهد چقدر سیستم فعلی تلاش میکند تا طلاق یکطرفه بدون مسئولیت نباشد.
هرچند مرد مجبور نیست دلیل خاصی برای طلاق بیاورد، اما دادگاهها به شرایط زندگی مشترک، رفتار طرفین و مدت ازدواج توجه میکنند. اگر طلاق بدون دلیل موجه و فقط بر اساس تصمیم ناگهانی باشد، هزینههای مالی و عاطفی آن برای مرد سنگین خواهد بود. از پرداخت حقوق زن گرفته تا تأثیر روی فرزندان.
مراحل عملی طلاق از طرف مرد
فرآیند معمولاً این گونه است:
- ثبت درخواست در سامانه قضایی توسط شخص یا وکیل طلاق،
- ارجاع پرونده به دادگاه خانواده،
- ارجاع به شورای حل اختلاف برای صلح و سازش،
- درصورت عدم سازش در شورای حل اختلاف، ارجاع به دادگاه خانواده جهت تصمیم گیری،
- بررسی تعهدات قانونی زوج یا همان مسائل مالی مرتبط با جدایی،
- صدور مجوز طلاق،
- ثبت رسمی در دفترخانه در زمان محدود.
اگر در مهلت قانونی که مدت آن ۶ ماه می باشد اقدام نشود، همه چیز باطل خواهد شد.
طلاق فقط یک مسئله حقوقی نیست؛ پایان یک رابطه عمیق عاطفی و خانوادگی است. با محدود کردن طلاق از طرف مرد، تلاش شده که قدرت با مسئولیت همراه شود. مردی که تصمیم به جدایی میگیرد، نه تنها باید حقوق مالی زن را رعایت کند، بلکه از نظر اخلاقی هم مسئول آسیبهای عاطفی به زن، بچهها و حتی خودش است.
باید یادآورشد ؛ در حقوق امروز ایران، طلاق از طرف مرد حق بیقید و شرط نیست و نیاز به نظارت دادگاه دارد و مشروط به رعایت کامل حقوق زن است و با هدف حفظ تعادل و حمایت از خانواده انجام میشود.
نکات حقوقی مهم که مردان اغلب نادیده میگیرند
یکی از اشتباهات رایج مردان، تصور این است که با پرداخت مهریه و نفقه، تمام تعهدات مالی پایان مییابد. اما در رویه قضایی فعلی، دادگاهها به شدت بر اجرای کامل شرط تنصیف دارایی و اجرتالمثل تأکید دارند. مثلاً در پروندههای ما بالاخص در تهران دیده شده مردانی که کسبوکار یا املاک گرانقیمتی در طول ازدواج به دست آوردهاند، مجبور به واگذاری نیمی از آن شدهاند باوجود اینکه زن شاغل بوده است. این امر باعث شده بسیاری از مردان پیش از درخواست طلاق، اقدام به انتقال غیرقانونی اموال به نام اقوام یا نزدیکان خود کنند، اما دادگاهها با استناد به ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و قانون جلوگیری از خروج بدهکاران، چنین انتقالاتی را باطل اعلام میکنند.
البته باید یاد آو شد که این قانون در سال اخیر دستخوش تغیییر شده به نحوی که از زمان طرح دادخواست یا ارسال اظهارنامه از سوی زوجه جهت دریافت مهریه هرگونه انتقال یا جابجایی اموال مشمول فرار از دین از سوی زوج خواهد شد.لازم به ذکر است با مصوبه جدید مجلس از لحظه ابلاغ اظهارنامه مطالبه مهریه ، هرگونه انتقال مال با قصد فرار از دین می تواند جرم تلقی شده و مجازات حبس از ۶ ماه تا یک سال را به همراه داشته باشد. شایان ذکر است حتی اگر انتقال مال تا یک سال پیش از ابلاغ اظهارنامه انجام شده باشد ولی قصد فرار از دین احراز شود ، شامل این حکم خواهد بود.
همچنین، اگر زن ثابت کند که در طول زندگی مشترک به دلیل تمکین و خانهداری از فرصتهای شغلی و تحصیلی محروم شده، دادگاه میتواند مبلغی اضافه تحت عنوان «خسارت از دست رفتن فرصتهای زندگی» در نظر بگیرد. هرچند این عنوان هنوز در قانون صراحت ندارد، اما برخی قضات پیشرو آن را ذیل عسر و حرج یا اجرتالمثل تفسیر میکنند.
توصیه به مردانی که قصد طلاق دارند
قبل از هر اقدامی، حداقل چند جلسه از مشاوره خانواده استفاده کنید، نه فقط به اجبار دادگاه بلکه به قصد پیدا کردن ریشه مشکلات. بسیاری از زوجین پس از انجام مشاوره متوجه میشوند که اختلافاتشان قابل حل است یا حداقل میتوانند به توافق مسالمتآمیز برسند. اما اگر واقعاً ادامه زندگی ممکن نیست، سعی کنید طلاق را به صورت توافقی پیش ببرید؛ در طلاق توافقی، زن معمولاً بخشی از حقوق مالی خود مثل بخشیدن قسمتی از مهریه یا چشمپوشی از اجرتالمثل را میبخشد و فرآیند خیلی سریعتر و کمهزینهتر تمام میشود. با فرزندانتان صادقانه صحبت کنید و به آنها اطمینان دهید که طلاق پایان عشق و محبت شما به آنها نیست. برنامهای منظم برای ملاقات و حمایت مالی و عاطفی تنظیم کنید. بسیاری از پدران پس از طلاق، به تدریج از زندگی فرزندان فاصله میگیرند و این بزرگترین پشیمانی آنها در سالهای پیش رو خواهد بود. از نظر اخلاقی و دینی هم، پیامبر اکرم (ص) طلاق را مبغوضترین حلال نزد خداوند دانستهاند. تصمیم به جدایی باید با تأمل عمیق، مشورت با بزرگان خانواده و درنظر گرفتن مصلحت فرزندان باشد.
طلاق، حتی وقتی از طرف مرد باشد، اغلب برای زن یک شوک عاطفی سنگین است. زنی که سالها زندگی خود را وقف خانواده کرده، ناگهان با آیندهای نامعلوم، ترس از تنهایی و نگرانی از تأمین معاش روبرو میشود. مطالعات روانشناسی در ایران نشان میدهد که زنان مطلقه در سالهای اول پس از طلاق، نرخ بالاتری از افسردگی، اضطراب و حتی مشکلات جسمی مثل استرس، اختلالات خواب و تغذیه دارند. این آسیبها وقتی شدیدتر میشود که طلاق یکطرفه و بدون دلیل قانعکننده باشد؛ زن احساس میکند تمام زحماتش در زندگی نادیده گرفته شده و برای کارهای انجام شده از سوی او در طول زندگی مشترک کسی ارزشی قائل نشدهاست.
در این بین فرزندان قربانیان اصلی این تصمیم هستند. تحقیقات دانشگاههای علوم پزشکی ایران حاکی از آن است که کودکان طلاق، به ویژه در سنین پایین، با افت تحصیلی، مشکلات رفتاری، کاهش اعتماد به نفس و حتی تمایل به ترک تحصیل مواجه میشوند. پسران اغلب با الگوی منفی از نقش پدر روبرو میشوند و دختران ممکن است در آینده نسبت به ازدواج و مردان دیدگاه منفی پیدا کنند. حتی اگر حضانت با مادر باشد، نبود پدر در خانه تأثیر عمیقی بر رشد عاطفی کودک میگذارد. به همین دلیل، دادگاههای خانواده در سالهای اخیر بیشتر به گزارش مددکاران اجتماعی و روانشناسان توجه میکنند و گاهی صدور حکم طلاق را مشروط به ارائه برنامهای برای حمایت روانی از فرزندان مینمایند.
طلاق از طرف مرد هرچند همچنان یک حق قانونی است، اما دیگر یک تصمیم یکجانبه و بیپیامد نیست. مردی که این راه را انتخاب میکند، باید آماده پذیرش مسئولیت کامل مالی، عاطفی و اجتماعی آن باشد. بهترین راه، پیشگیری از رسیدن به این مرحله است: استفاده از مهارتهای ارتباطی، احترام متقابل و حل اختلافات در زمان مناسب. اما اگر جدایی اجتنابناپذیر شد، حداقل آن را با رعایت کامل احترام و حقوق طرف مقابل و حفظ امنیت روحی برای فرزندان انجام دهید. خانوادهای که با احترام از هم جدا میشود، خیلی کمتر از خانوادهای آسیب میبیند که با دعوا و تنش از هم جدا میشوند. در نهایت، طلاق آخرین راهحل است و بهتر است با فکر، مسئولیت و حداقل آسیب پیش برود. اگر اختلافات حلنشدنی شد، مشاوره حرفهای و آگاهی از حقوق میتواند کمک کند تا این پروسه کمترین صدمه را بزند.
