در یک تقسیمبندی کلی، ما با سه نوع درخواست طلاق مواجه هستیم:
- طلاق به اراده مرد
- طلاق به درخواست زن
- طلاق توافقی
طلاق به اراده مرد
وقتی مردی تصمیم به جدایی میگیرد، نیازی به اثبات دلیل خاصی در دادگاه ندارد. او میتواند بگوید دیگر تفاهم نداریم. اما این حق، رایگان نیست. دادگاه زمانی گواهی عدم امکان سازش را صادر میکند که تکلیف حقوق مالی زن مشخص شده باشد.
او موظف است تمام حقوق مالی زن مثل مهریه، نفقه، اجرتالمثل و حتی شرط تنصیف دارایی اگر امضا شده باشد را تمام و کمال پرداخت کند.
حقوق مالی که مرد باید بپردازد:
مهریه: چه طلاق از طرف مرد باشد چه نباشد، مهریه حق ممتاز زن است. اگر مهریه عندالمطالبه باشد، مرد باید نقد یا در صورت اعسار به صورت اقساط آن را بپردازد.
نفقهی ایام عده: در طلاق رجعی، مرد موظف است تا پایان دوران عده که معمولاً سه ماه و ده روز است مخارج زن را بپردازد.
اجرتالمثل ایام زوجیت: این یکی از بخشهایی است که کمتر به آن توجه میشود. اگر زن کارهایی را در خانه انجام داده باشد که وظیفهاش نبوده مثل آشپزی، نظافت و… که این کارها را به قصد تبرع انجام نداده باشد، دادگاه مبلغی را به عنوان دستمزد برای او تعیین میکند.
شرط تنصیف دارایی: اگر مرد درخواست طلاق بدهد و زن خطای اخلاقی یا کوتاهی در وظایف زناشویی نداشته باشد، در صورت امضای این بند در عقدنامه،دادگاه میتواند حکم کند که مرد تا نصف داراییهایی را که در طول زندگی مشترک به دست آورده، به زن منتقل کند.
طلاق به درخواست زن
این سختترین نوع طلاق در نظام حقوقی ماست. زن برای گرفتن طلاق بدون رضایت مرد، باید عسر و حرج خود را در دادگاه ثابت کند.
عسر و حرج چیست؟
عسر و حرج یعنی وضعیتی که ادامه زندگی را برای زن با مشقت و سختی غیرقابل تحمل همراه کند. مصادیق بارز آن عبارتند از:
ترک زندگی: اگر مرد ۶ ماه متوالی یا ۹ ماه متناوب در سال زندگی را بدون عذر موجه ترک کند.
اعتیاد: اعتیادی که به اساس زندگی خانوادگی ضربه بزند و مرد حاضر به ترک آن نباشد.
محکومیت قطعی: اگر مرد به ۵ سال حبس یا بیشتر محکوم شود.
ضرب و شرح: شامل سوءرفتار مستمر که با نامههای پزشکی قانونی و شهادت شهود در دادگاه ثابت شود.
بیماریهای صعبالعلاج: بیماریهایی که سلامت زن را به خطر بیندازد.
شروط دوازدهگانه عقدنامه : تقریباً همه ما موقع عقد، دفترچهای را امضا میکنیم که نخواندهایم در آن دفترچه ۱۲ شرط وجود دارد که اگر مرد آنها را امضا کرده باشد و یکی از آنها نقض شود، زن می تواند درخواست طلاق دهد. مواردی مثل ازدواج مجدد مرد بدون اجازه زن اول یا عدم پرداخت نفقه به مدت ۶ ماه.
در بسیاری از پرونده های خانواده فاصله آنچه در ظاهر زندگی مشترک دیده می شود با واقعیت زندگی فاصله ای عمیق و پنهان دارد.
به عنوان نمونه چند ماه پیش، خانمی به دفتر ما مراجعه کرد که هیچ نشانی از خشونت فیزیکی در زندگیاش نبود. نه ضرب و جرحی، نه پروندهای، نه شکایت کیفری. اما وقتی شروع به صحبت کرد، جملهاش ساده بود: من سالهاست تنها زندگی میکنم، مرد ماهها غیبت داشت، نفقه نامنظم بود، هیچ مشارکتی در زندگی مشترک وجود نداشت و رابطه زناشویی عملاً قطع شده بود. در ظاهر، زندگی مشترک هنوز وجود داشت اما در واقع، زن سالها بود که در یک رابطه ای تهی زندگی میکرد. دادگاه در نهایت با احراز عسر و حرج، حکم طلاق صادر کرد. این پرونده به ما یادآوری می کند که همیشه عسر و حرج با کبودی و جراحت دیده نمیشود گاهی فرسایش خاموش، ویرانگرتر از هر خشونتی است.
طلاق توافقی
این روزها شایعترین نوع طلاق است. این امر زمانی رخ میدهد که زن و مرد به این نتیجه میرسند ادامه زندگی برایشان امکانپذیر نیست و همه چیز از جمله حضانت فرزندان، مهریه، جهیزیه، نفقه بر پایه توافق است. دادگاه در این موارد معمولاً سختگیری کمتری دارد، اما مشاوره اجباری برای اطمینان از اینکه تصمیم از روی هیجان لحظهای نیست، الزامی است.
انواع طلاق :
طلاق رجعی
در اکثر طلاقهایی که به درخواست مرد صورت میگیرد، طلاق از نوع رجعی است. یعنی در مدت عده زن که معمولاً سه ماه و ده روز است، مرد میتواند پشیمان شود و به زندگی برگردد، بدون اینکه نیاز به خواندن دوباره صیغه عقد باشد.
در این مدت، زن حق دارد در منزل مشترک بماند و نفقه او بر عهده مرد است. گویی پیوند زناشویی هنوز به طور کامل پاره نشده است.
طلاق بائن
در طلاق بائن، پیوند زناشویی به طور کامل قطع میشود و مرد در زمان عده حق رجوع ندارد. اگر بخواهند دوباره با هم باشند، باید دوباره عقد کنند. انواع مهم آن عبارتند از:
طلاق زن یائسه یا باکره: در این موارد اساساً عده وجود ندارد یا به عبارتی رجوع معنا ندارد.
طلاق خُلع و مُبارات: که در ادامه به تفصیل دربارهشان صحبت میکنیم.
سه طلاقه کردن
طلاق خلع
یکی از انواع طلاق بائن طلاق خلع است، این موضوع زمانی رخ میدهد که زن به قدری از شوهر کراهت و بیزاری دارد که حاضر است مالی که معمولاً مهریه است را به او ببخشد تا او را راضی به طلاق کند. این مال میتواند معادل مهریه، کمتر یا حتی بیشتر از آن باشد.
طلاق مُبارات
یکی دیگر از انواع طلاق بائن است، در این نوع طلاق کراهت و نارضایتی دوطرفه است. هر دو از هم خسته شدهاند. در این حالت نیز زن مالی را به مرد میدهد، اما قانون میگوید این مبلغ نباید از میزان مهریه بیشتر باشد.
باید یادآور شد، در طلاق خلع، اگر زن در ایام عده پشیمان شود و بگوید من مهریهام را میخواهم، طلاق از حالت بائن به رجعی تبدیل میشود و مرد هم حق پیدا میکند که به زندگی برگردد.
وقتی صحبت از انواع طلاق میشود، نمیتوان از تبعات مالی آن گذشت. در قانون ایران، طلاق فقط جدایی فیزیکی نیست، بلکه تسویهحساب مالی نیز هست.
درخصوص حقوق مالی زن در طلاق باید گفت:
مهریه، حق مسلم زن است، مگر اینکه خودش در طلاق خلع یا توافقی از آن بگذرد.
اجرتالمثل، پولی که زن برای کارهایی که در خانه انجام داده و وظیفه شرعیاش نبوده با شرط و شروطی دریافت میکند.
شرط تنصیف دارایی، زمانی قابل مطالبه است که مرد درخواست طلاق بدهد و تقصیر از جانب زن نباشد، زن میتواند تا نصف دارایی که مرد در زمان زوجیت به دست آورده را مطالبه کند البته درصورتی که این شرط در عقدنامه امضا شده باشد.
در هر نوع طلاقی، سوال بزرگ این است: بچهها چه میشوند؟
هیچ چیز به اندازه بحث حضانت، جلسات دادگاه را متشنج نمیکند . طبق قانون ایران تا ۷ سالگی اولویت حضانت چه دختر، چه پسر با مادر است. بعد از ۷ سالگی تا سن بلوغ ۹ سال برای دختر و ۱۵ سال برای پسر با پدر و پس از بلوغ، خود فرزند انتخاب میکند که با کدام والدین زندگی کند.
حضانت یک حق و تکلیف است. اگر کسی که حضانت با اوست صلاحیت اخلاقی نداشته باشد یا کودک را آزار دهد، طرف مقابل میتواند با اثبات این موضوع، حضانت را بازپس بگیرد. البته باید به این نکته توجه کرد، اگر مصلحت کودک در خطر باشد، دادگاه میتواند این قواعد را تغییر دهد.
چرا تشخیص نوع طلاق مهم است؟
شاید بپرسید چه فرقی میکند اسم طلاق چه باشد؟ تفاوت و اهمیت نوع طلاق در ارثبری و امکان بازگشت است. در طلاق رجعی، اگر یکی از زوجین در زمان عده فوت کند، دیگری از او ارث میبرد ولی در طلاق بائن این مطلب موضوعیت ندارد.
در طلاق رجعی، مرد میتواند بدون اجازه دادگاه و فقط با ثبت رجوع، زندگی را از سر بگیرد، اما در بائن همه چیز تمام شده است و امکان بازگشت وجود ندارد.
انتخاب مسیر درست در طلاق، نیاز به آرامش و آگاهی دارد. چه به دنبال طلاق توافقی باشید تا حرمتها حفظ شود، و چه در مسیر سخت طلاق از طرف زن باشید، بدانید که قانون برای هر وضعیتی راهکاری پیشبینی کرده است.
تشریفات قانونی و مراحل ثبت
هیچ طلاقی بدون حکم دادگاه رسمیت ندارد. حتی اگر توافق کامل داشته باشید، نمیتوانید مستقیم به دفترخانه بروید.
تقدیم دادخواست: از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی یا وکیل دادگستری.
داوری: در طلاقهای غیرتوافقی، دادگاه زوجین را به داوری ارجاع میدهد.
مشاوره: در طلاق توافقی الزامی است.
صدور حکم یا گواهی: دادگاه گواهی عدم امکان سازش برای مرد و توافقی یا حکم طلاق برای زن صادر میکند.
مراجعه به دفترخانه: از تاریخ صدور حکم، ۳ ماه فرصت دارید به دفترخانه بروید، وگرنه اعتبار حکم ازبین می رود.
تأثیر طلاق بر شناسنامه
بسیاری نگران برچسب طلاق در شناسنامه هستند.
اگر طلاق قبل از نزدیکی در دوران عقد صورت بگیرد، با حکم دادگاه و گواهی پزشکی قانونی، میتوان شناسنامه جدید و سفید گرفت.
اگر نزدیکی صورت گرفته باشد، حذف نام همسر تنها پس از ازدواج مجدد و ثبت رسمی آن امکانپذیر است.
سخن پایانی
نظر به انجام صدها پرونده در امور خانواده به وضوح روشن است که بسیاری از طلاقها نه به دلیل یک اتفاق بزرگ، بلکه به دلیل فرسایش تدریجی روابط رخ میدهند.سکوتهای طولانی، گفتوگوهای نیمهتمام، رنجشهای انباشته، سوءتفاهمهای حلنشده و فاصلههای عاطفی آرامآرام زندگی را تهی میکنند، تا جایی که طلاق دیگر یک شوک نیست، بلکه یک نتیجه اجتنابناپذیر به نظر میرسد.در چنین شرایطی، نقش وکیل فقط طرح دعوا و تنظیم دادخواست نیست بلکه مدیریت بحران است. وکیل حرفهای باید بتواند میان قانون و انسانیت تعادل برقرار کند هم حقوق موکل را بهطور کامل بشناسد و مطالبه کند، و هم مانع از آن شود که پرونده به میدان تسویهحسابهای عاطفی، انتقامجویی و تخریب روانی طرفین تبدیل شود.
در آخربه عنوان وکیل، توصیه همیشگی ما این است که قبل از هر اقدام قانونی، یک بار دیگر به پشت سر نگاه کنید. اگر پلی برای بازگشت هست، آن را ترمیم کنید. اما اگر تصمیمتان قطعی است، با آگاهی از نوع طلاق و حقوق خود قدم بردارید تا آسیب کمتری ببینید.جدایی پایان زندگی نیست، بلکه میتواند شروع فصلی جدید باشد به شرطی که آگاهانه و با رعایت عدالت و انسانیت انجام شود.
